تبليغاتX
فقط خدا



مقصد کجاست؟

رسیدن انجا اغاز میشود که مقصد باور شده باشد! اما به راستی مقصد کجاست؟ بعد از این همه سیر و سفر به کدامین نقطه راه به پایان باید برد؟ می گویم وقتی بارش را اغاز کنیم، عاقبت خواهیم رسید همچون قطرات پاک باران که پس از بارش، جاری و سپس به دریاها خواهند رسید! ان کس که استوار و مصلوب اصالت عشق گردید، همیشه می بارد و تازه می گرداند و او همچون هنرمندی است که مقصد را در دورها نمی بیند، بلکه ان را در همسایگی خویش جست و جو می کند. ایا فتحی به عظمت فتح دل ها می شناسید؟ به راستی مقصد کجاست؟ جز قلب ها؟ ایا مقصدی شیرین تر از رسیدن به خانه ی دل ها سراغ دارید؟ به کجا می رویم؟ چرا راه را گم کرده ایم؟ تا کی باید به دنبال چیزکی باشیم که در نزد خود ماست؟! می پرسی ان چیست؟ ان چیزی است که ما از انیم! پس چرا انچه در خودماست در ان جاها تمنا می کنیم؟

ای دوست، گوش، تشنه آوای دلی است که واژه عشق بر لب دارد و پیکر محتاج دستی است که چشم جان در ان نهفته باشد!

آری چشم جان، وقتی با چشم جان می نگریم، مقصد از ما دور نیست، وسعت مقصد را چگونه توصیف کنم و در سخنم بگنجانم؟ مقصد، ناله فقری است در همسایگی ما که در عطش تب می سوزد و طبیبش من و تو هستیم! مقصد دستان گره خورده ای است که برهنگی فقرش را پوشانده است! مقصد، زخمی است که روزگار بر پیشانی دوستی بر جای گذاشته و مرهم ماییم!

مقصد، التهاب رنجی است مدفون شده در اشکی که بر رخسار یتیمی می رقصد! مقصد، دیدن یک جفت کفش های پاره ای است که در قدم های کودکی قسمت شده! مقصد، همان واژه ای بود که می توانست دلی را نشکند اما شکست! مققصد، دیدن محبتی بود که از دوست رسید اما خواب بودیم! مقصد شنیدن اهی بود به هنگام وداع! مقصد التماسی بود خلاصه شده در یک نگاه! کجا به دنبال مقصد می گردیم؟ گمشده کدامین جاده ایم؟ حال ان که وقتی بتوانیم دلی را نشکنیم، به مقصد رسیده ایم؟! اگر به مقصد برسید، خوشبختی را اغوش کشیده اید.

                                                   

اگر هدف والایی داری، قدم خود را به اندازه امکان در جهت رسیدن به ان بردار. ممکن است قدم بسیار کوچکی باشد، اما به ان اعتماد کن. ممکن است برای تو بزرگترین قدم ممکن باشد!

                                                 

این نیز بگذرد، موج های بلند نشانه شادی هستند و موج های کوتاه نشانه رنج ها از هر دو لذت ببر و بدانید به نوبت می آیند می روند و اقیانوس وجود ثابت است.

                                                 

هر گاه خوشحالی شما با دلیلی خاص محدود باشد، دوام نخواهد داشت اما شادی بدون دلیل سروری دائمی است. این سرور بی چون و چرای شما نتیجه پذیرش حکمت پشت حکمت هر موضوع به ظاهر تلخ و شیرین است!

                                              

دعا کردن و عشق ورزیدن از هیچ قانون خصی تبعیت نمی کند زیرا قانون دعا کردن همان عشق ورزیدن است چرا که عشق یعنی حقیقت.

                                             

هر کس با اشتیاق یافتن و رسیدن به حقیقت گام بردارد، عاقبت به خورشید درون خواهد رسید، همان نوری که همه چیز و همه کس را جز عشق نمی بیند!

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 15:40  توسط فاطمه  |