نشانی!
«
خانه ی دوست کجاست؟» در فلق بود که پرسید سوار.اسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها
بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:«
نرسیده به درخت،کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در ان عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابیست.
می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ،سر بدر می آرد،
پس به سمت گل تنهایی می پیچی،
دو قدم مانده به گل،
پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد.
در صمیمیت سیلل فضا،خش خشی می شنوی:
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور
و از او می پرسی
خانه ی دوست کجاست.»
سهراب سپهری
میان خورشیدهای همیشه زیبایی تو لنگری است، خورشیدی که از سپیده دم همه ستارگان بی نیازیم می کند
نگاهت شکست ستم گری است، نگاهی که عریانی روح مرا از مهر جامه ای کرد، بدان سان که کنونم شب بی روزن هرگز چنان نماید که حکایتی طنز آلود بوده است
و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری است
آنک چشمانی که خمیر مایه مهر است
وینک مهر تو نبرد افزاری تا با تبدیل خویش پنجه در پنجه کند
آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم به چز عزیمت نا به هنگامم گزیری نبود
چنین انگاشته بودم
آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود میان آفتاب های همیشه زیبایی تو لنگری است، نگاهت شکست ستمگری است و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری است...
شاملو
سلام دوستاي خوب و مهربون.
من مرضيه هستم دوست فاطمه جووووووووون
امروز تولد فاطمه بود يعني 6 بهمن

گله ناااااااااااااااااااااازم تولدت مبااااااااااااااااااااااااااااااااااارك
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

آره امشب شب شادي و شور
شب عشق شب جشن و سرور
امشب آسمون پر از ستارست
ماه خوشگل من غرق نوره
امشب همه جمعند توي خونه
پره رو دامنت گلاي پونه
عطر تن تو عطر بهار
چقدر ******** خدا ميدونه
حالا نوبت فوت کردن شمعاس
ميدرخشي تو جمع مث الماس
همه بگن مبارک ايشالله
تولد تو جشن همه گلهاس
تولدت مبارک گل پونه
گل **** يکي يدونه.......
و حالاااااااااااااااااااااااا:کیک خوروووووووووون
مبارک مبارک
تولدت مبارک
بيا شمع ها رو فوت کن
تا صد سال زنده باشي

![]()
![]()
![]()




